نور السماوات
به نام خدا .سلام!
اول در مورد سوالات خودم.در مورد ان سوال ماهواره.اشتباه نکنید !من گفتم یک ششم مسیر نه زمان !
قانون محیط های برابر که نداریم ٬داریم؟
آن سوال زمان طلوع در حال بررسی است.
چرا نقطه ای که روی همان نصف النهار است؟به نظر شما لزوما درست است؟
در مورد نقاط برخورد دایره عظیمه من راه به خصوصی بلد نیستم یک جا نوشته یود شکلتان را دقیق بکشید جواب را به دست بیاورید!ولی من یک راه خیلی ناجور دارم ،مثلا باییم قطب های هر دو دایره را پیدا کنیم بعد دو تا مثلث کروی و چند تا دو معادله دو مجهول و....حتما روشتان را بگویید!!
در مورد سوال ۲۴ اسمارت ،چرا ۱۸۰ نمی تواند سمت ماکزیمم باشد ؟بالاخره ابن هم بک عدد است ولی فکر کنم منظورش ستارگانی هستند که مدارشان بعد از سمت الراس می گذرد.سوال ۶فصل سوم نیز هین طور البته این سوال هزاران شرط می خوهد!خیلی حالت مختلف هست که حکم را نقض می کند .
اگر می شود در مورد بیشترین زوایه- فاصله -بین یک دایره عظیمه ویک دایره صغیره مشخص بیشتر توضیح دهید . بحث خیلی مفید ی می تواند باشد .
در مورد دوتایی .نظرم تغییر کرد ،چون فکر کنم با توجه به اطلاعات فقط این جوری درست می شود!مدارهای دو ستاره را به دور مرکز جرم دایروی بگیریم بعى خروج از مرکز را این جوری به دست آوریم
R1-r2/r1+r2
در مورد سای از همه عذر می خواهم .آخر شب بود و..با این حساب کار خیلی راحتر شد (یا شاید سخت تر ) من نمی دانم چه طوری من این را اثبات کردم!به هر حال شرمنده
در مورد دایره البروج وافق، به نظر من باید ازروابط تبدیل بین سمت-ارتفاع ومیل -بعد وطول سماوی-عرض سماوی استفاده کرد،وباید به این نکته توجه داشت که این نقطه دو خصوصیت دارد۱-ارتفاع آن صفر است۲-بتا ان ۹۰درجه است! .
در مورد ماهواره قسمت اول مشابه سوال ازمایشی وبلاگ تیم المپیاد است که فکر نکنم نیاز به توضیح باشد اا فکر کنم دانستن نکات زیر برای قسمت اول بد نیست:
اگر یک کره را با یک مخروط متقارن قطع کنیم طوری که مرکز مخروط بر مرکز کره منطبق باشد و زاویه راس ان تتا باشد سطوح جانبی مخروط در تقاطع با سطح کره یک سطحی ایجاد می کند که نسبت مساخت آ نبه کل کره برابر است با
s/s total=1-cosθ/2
همچنین به نظر من ناظر دو پی استرادیان را می بیند
در مورد قسمت ب،متوجه نمی شوم وقتی ارتفاع آن یک چهارم شعاع زمین است به قطع وارد سایه کامل زمین می شود که در آن هنگام اگر منبع نور نباشد چیزی از آن نمی بینیم
حالا چند عدد سوال بنده دارم :
شتاب گرانشی یک ستاره از تیپ k و لايه فشاري iچند برابر همان تیپ با لایه فشاریvاست؟
حد رشته می دانید چیست؟
چرا خطوط بالمر در 10000کلوین بیشترین است؟
چگونه می توان نشان داد که چرخش های کوچک ا قوانین جمع برداری پیروی می کننند ؟
تعریف فیزیکی کاواک چیست؟
به نظر شما درست است بنویسیم:rad ={θ} اينجا منظور تحلیل ابعادی است
در پناه حق.